محمدحسين ناصر الشريعه

238

تاريخ قم ( فارسى )

اعجب از اين ، آن‌كه اصل كتاب مشتمل است بر بيست باب و عالم خبير ميرزا عبد اللّه اصفهانى تلميذ علامهء مجلسى در « رياض العلماء » در ترجمه صاحب تاريخ گفته كه من ترجمه تاريخ را در قم ديدم و آن كتابىست بزرگ ، نيكو ، كثير الفائدة در چند جلد و الآن جز يك جلد كه مشتمل است بر هشت باب به نظر نرسيده ، بعد از تفحص بسيار و خبر سابق از خط سيد محدث جليل سيد نعمت اللّه جزايرى نقل شده ، در مجموعه‌اى كه از آن‌جا نقل كردم ، و پوشيده نماند كه كلمه « تسعين » در صدر اين خبر كه به معنى نود است ، مشتبه شده بر ناسخ و ظاهرا اصل « سبعين » بوده كه به معنى هفتاد است ، زيرا فوت شيخ صدوق پيش از نود است ، و از اين قسم اشتباه مكرر ديده شده ، و لهذا جماعتى محض رفع اشتباه مىنويسند سبع يا سبعين به تقديم سين و اللّه تعالى هو العالم » « 1 » مؤلف گويد : تاريخ قم عربى در عصر ما به كلى مفقود و هرقدر تفحص نمودم ، به دست نيامد . فقط چند نسخه از ترجمهء فارسى كه مشتمل بر پنج باب است ديده شده و زياده بر پنج باب ديده نشده ، و اين كه محدث نورى نقل از صاحب « رياض العلماء » نموده كه او نوشته مشتمل بر هشت باب بوده يا صاحب رياض العلماء اشتباه فرموده و يا آن نسخه هم از بين رفته و قديم‌ترين نسخى كه حقير ديده تاريخ آن تقريبا سى سال بعد از ترجمه است آن هم مشتمل بر پنج باب است . به‌هرحال نسخى كه فقير ديده اين حكايت را ندارد و جاى مساجد آن سفيد است . و كتاب « مونس الحزين فى معرفة الحق و اليقين » از تصنيفات شيخ بزرگوار صدوق هم ديده نشده ، و ظاهرا مثل تاريخ قم مفقود است ، و در كتب رجال هم نام آن جزء تأليفات شيخ صدوق ذكر نشده ولى چون در تاريخ قديم قم اين حكايت را از آن نقل نموده ، البته صحيح و جزء تأليفات آن بزرگوار بايد دانست ، چه صاحب تاريخ معاصر و همشهرى اوست . او تاريخ خود را به نام كافى الكفاة صاحب بن عباد « 2 » به سال 378 تصنيف نموده و

--> ( 1 ) - [ نگاه كنيد به نوشته ما راجع به مسجد جمكران در مقدمه چاپ چهارم كتاب ، شمارهء - 9 - ] ( 2 ) - كافى الكفاة ابو القاسم اسمعيل بن عبّاد طالقانى معروف به « صاحب بن عبّاد » از مردان نامى ايران و دانشمند عاليقدر شيعه است ، كه در عصر پادشاهان آل بويه در « رى » به وزارت رسيد و امور مملكت پهناور آن‌ها را در كفّ با كفايت خود گرفت و بر افتخارات آنان افزود . ياقوت حموى مىگويد : « پانصد شاعر در مدح او شعر گفتند » و ابن خلكان مىنويسد : « چهارصد شتر كتابخانهء او را حمل مىكرد » . دانشمندان بزرگ عصر كتاب‌هاى ذيقيمت به نامش نوشتند ، مانند « عيون اخبار الرضا » شيخ صدوق و « يتيمة الدهر » ثعالبى و « تاريخ قم » حسن بن محمد قمى ( د )